حافظ از مشرب قسمت گله بی انصافی است طبع چون آب و غزل های روان ما را بس
این شعر زیبای حضرت مولوی هم تقدیم به همکار عزیزم جناب آقای امینی نژاد :

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

بگشای لب که قند فراوانم آرزوست 

یکدست جام باده و یک دست زلف یار

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست 

گفتند یافت می نشود گشته ایم ما

گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست  

                               آقای امینی به پیامی ما را بنواز - بامید دیدار

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 12:9  توسط محمد هادی صادقی |